هی رو ما شی
رو شی مااااهی ِ تنگ بلورم
اقیانوس را آرام سر می کشم روی بوم ِ نقا شی ری رها شده
در خیابان های تهران
رو شی ما آ آ
با کلاه گشادی بر سر
ابری شده ام
در کوپه ی آخر قطار
با پیراهنی تاریک
سایه شده بر عکس پیوست
در صفحه ی افراد مفقود در کافه ی چشمهات
که باز بود وقتی . . .
هی ما شی رو
شیرو به خانه می آمد
می آمد
آمد
مد . . . و جذر من از تمام جبرها کم شد
کسر من از خانه مجهول دوم مساله بود
شی رو در صفحه آخر دفترم نوشت
" هرگز به خانه برنگشت "
من شد
و پلاک من در کوپه ی قطار . . . از تو دور . . .
هوهو چی چی روشی ماهی
هو هو چی چی هی رو ما شی
هو هو چی چی
هی
رو
شی
ما
شده ام
در قطاری به مقصد هشت و پانزده دقیقه ی هزار و نهصد و اوت
1390/10/6
تهران