۱۳۹۰ مهر ۲۳, شنبه

خداحافظ

به چپ چپ چشمهای تو
می پیچم
به سمتی که نظر به . . .
راست می گویم
تمام قدم را کشیده ام روی دوپا
که برسم
بلکه به قدت که بالا رفته ای از همه
و مرا زیر پایت نگاه کن
افتاده ام از چشمهای . . . تو  انگار مرا فراموش کرده ای
که لبت به لبم سیگار و هی چای و جرعه ای . . .
اصلا کجای این شب گشت بزنم
که من پاس اول از یاد تو رفته ام
و کاش می آمدی و هرچه ایست
می کشیدم سیگار هم
که تو نروی سراغ برجکی که آن جا
نیستم غیر از تو در فکر دیگری
که نیامدی حتا
به خواب هم
ندیده ام تو را
که امشب
اگر نیایی به چشمهای من
شاید رفته باشم روی مین !

هیچ نظری موجود نیست: